تبليغاتX
الخطاط calligeraph خوشنویس

الخطاط calligeraph خوشنویس

در مورد خوشنویسی

بعضی خطاطان گیلان


خطاطان

1-    استاد شرف الدین عثمان بن جمال شیرازی

خطاط سنگ قبر تاج الدین محمود خیوی در لمیر محله آستارا

2-    حسن بن علی صالحی جیلی

خطاط بر صندوق سید رضی کیا در چهار پادشاهان لاهیجان

3-    محمود بن قطب الدین

خطاط سنگ قبر سلطان محمد کیا در سر تربت امام

4-    نظام الدین بن شمس الدین مداحی نوذری

خطاط در قرآن مورخ 883 در چهار پادشاهان لاهیجان

5-    علی بن احمد سیستانی

خطاط بر باقیمانده ی صندوق قدیمی آقا شیخ ابوالوجیه در کهله بر لاهیجان

6-    شیخ محمد فقیهی قزوینی

خطاط در کتیبه های مسجد گلش رشت

7-    محمد لاریجانی و عطاء دیلمی

خطاط کتیبه های بقعه ی سیاهکل محله ی سیاهکل

8-    خواجکی کرمانی

خطاط در کنونی مرقد سید خورکیا در چهار پادشاهان لاهیجان

9-    محمد جعفر بن محمد لاهیجانی

خطاط صندوق مقبره ی جداگانه ی چهار پادشاهان در لاهیجان

10- محمد بن داود کیا حسینی

خطاط در ورودی بقعه ی و صندوق سید خورکیا در چهار پادشاهان لاهیجان که فعلا در موزه ی ایران باستان است و خطاط صندوق مرقد پیر رضا در لاهیجان و خطاط صندوق آقا میر شمس الدین در لاهیجان.

11-محمد شفیع

خطاط قطعه ای در بقعه ی سید عبدالله در طالم سه شنبه سنگر

12-زین العابدین کاشانی مستوفی دیوان اعلی

خطاط سنگ تاریخ مسجد اکبریه ی لاهیجان

13-بخش علی طالقانی مسگر سوهانی

خطاط در ورودی بقعه ی فوشا

14-حسین رمضانعلی

خطاط در مسجد انزلی محله لنگرود

15-ملک محمد قزوینی

خطاط سنگی که فرمان ناصرالدین شاه بر آن حک شده است، در بقعه خواهر امام رشت

16-محمد حسین طالقانی

خطاط در مسجد آقا سید حسین در لنگرود

17-محمد تقی ایروانی

خطاط کتیبه ی گچ کاری دور گنبد بقعه ی آقا پیر جنگی در بازکیا گوراب لاهیجان

18-حسین بن طاهر رحیم

خطاط در مسجد فتیده که در سابق مسجد آقا بهرام در لنگرود بوده است

19-استاد محمد هاشم بن داود و استاد نجف علی و استاد محمدقلی

خطاط کتیبه های بقعه ی سید قاسم در چولاب

20-محمد میرزا نستعلیق نویس

خطاط کتیبه ی دور گنبد خواهر امام در رشت

21-مهدی قلی کاتب

خطاط بقعه ی سید صفی الدین در میرمحله ی ماسال

22-شیخ محمد رشتی بن سید احمد قزوینی

خطاط کاشی های گنبد سید جلال الدین اشرف در آستانه ی اشرفیه

23-استاد رضا لاهیجانی

خطاط کتیبه ی بقعه ی بابوجان دره

 نویسنده سها حسینی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 20:12  توسط محمد علی صالحی طالقانی  | 

استاد میرخانی

د: 922 | موضوع: آثار خوشنویسان معاصر (1) ]

 

استاد مرحوم سيد حسن ميرخاني(سراج الکتاب)
فرزند مرتضي حسيني برغاني ميرخاني در سال1291در تهران متولد شدند. روستاي برغان را هم به طالقان و هم به کرج منتسب کرده اند.
.....................................................................................................................................
alt
.....................................................................................................................................
ايشان ابتدا به فراگيري تحصيلات معموله زمان خود پرداختند و چون در خانواده اي اهل ذوق و فرهنگ بدنيا آمده بودند –خط را از پدر تعليم گرفته و با کوشش و ممارست در خط نستعليق به درجات عاليه رسيدند.(سيد مرتضي از شاگردان ميرزا محمد رضا کلهر بودند) تعليمات پدر و مشق از آثار کلهر و عمادالکتاب ملاحت خاصي به خط استاد حسن ميرخاني بخشيد.ايشان در اثر همين پيشرفتها به مقام استادي در خوشنويسي رسيدند ودر تمامي دانگهاي قلم دستي قوي داشتند.استاد ميرخاني نزديک به50سال از عمر پر برکت خود را صرف اين هنر مقدس نمودند وآثار بيشماري را از خود به يادگار گذاشتند که تعدادي از آنها از اين قرار است:ديوان وحدت – خمسه نظامي – ديوان بنده – دوبيتي هاي بابا طاهر – زبده الاسرار – ترجيع بند هاتف – مثنوي چاه وصال – گلچين معرفت – داستان ملک جمشيد – ترجمه نفس المهموم – دوازده امام جواجه نصير طوسي – خلاصه شرح حال مولانا – شکرستان خط – ديوان حافظ – گلستان سعدي - ايشان همچنين عهده دار آموزش تعدادي از کلاسهاي انجمن خوشنويسان ايران بودند و شاگردان بسيار ممتاز و برجسته اي را پرورش دادند که اکنون هر کدام استادي بلند آوازه شده اند.استاد ميرخاني مردي صاحبدل – شريف و متواضع بوده –گه گاه شعر نيز مي سرودند و در شعر( بنده) تخلص مي کردند.استاد سيد حسن ميرخاني و برادرشان سيد حسين ميرخاني با تشکيل تقويت و استمرار نهال نوپاي انجمن خوشنويسان در زمان خود کمک بزرگي در زنده نگه داشتن خوشنويسي ايراني نمودند.
روحشان شاد یاد و خاطرشان گرامیباد  (جهت شادی روحشان صلوات )
...........................................

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 19:43  توسط محمد علی صالحی طالقانی  | 

دیداری با استاد غلامحسین امیرخانی


 

دیداری با استاد غلامحسین امیرخانی؛ روزنه ای از دیوارهای کاهگلی

  گردآوری : مصطفی امیرخانی فرزند مجتبی امیرخانی

بار اولم نبود که به دیدن غلامحسین امیرخانی می رفتم. خیابان پاتریس دیگر برایم نوستالژیک شده است. دلگیر شدم وقتی ایشان را بر روی تخت دیدم. وقتی از چگونگی اوضاع جسمی اش جویا شدم گفت: بهترم اما تا مدت ها اجازه ندارم پایی را که شکسته، بر روی زمین بگذارم. یکدفعه نگاهم به دست او افتاد. چقدر خوشحال شدم وقتی به ذهنم رسید اجازه نوشتن دارد. وقتی در ذهنم تصویر کردم که چگونه قلم را در دستش می گیرد و صدایش را درمی آورد. کاغذ به وجد می آید، جاودانه می شود.

    قرار نبود درباره خوشنویسی برای چندمین بار گفت وگو کنیم. زمینه گفت وگوی ما زندگی استاد خوشنویسی بود. به طور حتم خیلی چیزها باید دست به دست هم دهند تا کسی هنرمند شود و در تاریخ هنر کشور خود جاودانه بماند. وقتی زندگی هنرمندان را بررسی می کنیم. می بینیم یک معلم، یک آدم و حتی یک اتفاق مسیر زندگی آنها را تغییر داد و پای شان را به عرصه ای کشانده که قدم زدن در آن عرصه کار هرکسی نیست. خیلی ها می آیند، می روند. می آیند اما تاب ماندن ندارند. ولی کسانی که می مانند بزرگ انسان هایی هستند که جاودانگی رازش را با آنها در میان نهاده است.

    غلامحسین امیرخانی از آن دسته انسان هایی است که آمده، مانده و حالابخشی از پیکره خوشنویسی ایران محسوب می شود.

    «فی نفسه اهمیتی ندارد که کسی کی به دنیا آمده باشد و کجا ! اما ممکن است در این جور اطلاعات و مصاحبه ها نکاتی پیش آید که عمومیت داشته باشد. یعنی برای کسانی که میل دارند از تجارب تاریخی دیگران استفاده کنند و می خواهند زندگی را با نگاه عمیق تری مورد ارزیابی و موشکافی قرار دهند، مفید باشد.» این را غلامحسین امیرخانی، استاد خوشنویسی، در پاسخ به نخستین پرسش من در گفت وگویی با همین عنوان می گوید و ادامه می دهد: «من در بهمن ماه سال ۱۳۱۸ ، در طالقان متولد شدم. دوران کودکی من مصادف می شود با شروع جنگ جهانی دوم. این دوران، برای تمام جهان دوران سخت و دشواری بوده است. چه آنهایی که درگیر جنگ بودند و چه آنهایی که در حاشیه جنگ قرار داشتند از ترکش ماجرا در امان نبودند. در این شرایط ایران هم دچار مشکلات زیادی از جمله قحطی و دشواری رفت و آمد شد. ما خانواده فقیری بودیم و تا حد زیادی تحت تاثیر این جریان قرار گرفتیم.»

    از شغل پدر می پرسم، می گوید: «پدرم معلم بود. معلمی با همان سبک و شیوه قدیم. بنیه اولیه مردم گیلان در صد سال پیش از نظر فرهنگی، توسط معلمان طالقانی پایه گذاری شد. طالقانی ها اهل سواد و مسائل فرهنگی بودند و این یک رسم قدیمی بود که به گیلان و دیگر مناطق کشور بروند که البته گیلانی ها هم پذیرای این مسئله بودند.»

    خانواده امیرخانی زمانی که او پنج ساله بوده به تهران منتقل می شوند. پس از اقامت یک ساله در تهران به یکی از روستاهای اطراف قزوین و سپس به طالقان انتقال می یابند. غلامحسین امیرخانی کلاس اول دبستان را در زادگاهش گذرانده است، اما معلم کلاس اول، اولین معلم این خوشنویس نبوده است. وی معتقد است«نقطه عطف زندگی من این بود که در حدود چهار سالگی توفیق پیدا کردم به مکتبی که در آن زمان در زادگاه من به جای مدرسه دولتی مرسوم بود، توسط معلم مهربان و اولین معلم من یعنی «مجتبی امیرخانی» راه پیدا کنم و باسواد شوم. با توجه به مهر و محبت این معلم نازنین و رابطه عاطفی که بین ما برقرار شده بود، من نه به عنوان این که بخواهم درس بخوانم، بلکه همراه او بودن بود که پای مرا به آن مکتب باز کرد.»

    از همان حدود ۵-۴ سالگی میل به نوشتن در فطرت غلامحسین امیرخانی به صورت یک تمایل شدید و تقریباً بدون این که قابل کنترل باشد، به وجود آمد. در این دوره او روی دیوارهای کاهگلی با تخته و هر چیز دیگری که به دستش می رسید، روی تخته های صیقلی شده نجاری یا روی تکه های حلبی می نویسد. چنین ابزارهایی برای نوشتن حکایت از نبود کاغذ دارد.

    امیرخانی از این دوران چنین نتیجه می گیرد: «هر کدام از ما آدم ها با توجه به محل جغرافیایی و فرهنگی که در آن زندگی می کنیم، روزنه ای در وجودمان به جانب زیبایی ها باز می شود و ما به جانبش کشیده می شویم. احساس می کنیم به آن گرایش داریم و این همان اولین روزنه و تاثیری است که از طبیعت می گیریم. اولین روزنه و گرایش برای انسان خیلی مهم است و می تواند دستاویزی باشد که او را به سمت روشنایی سوق دهد. ممکن است ما در مسیر آن عشق و علایق فطری مان قرار نگیریم و در زندگی مساله کار و معیشت مدار واقع شوند، اما آن روزنه می تواند همیشه در دل ما باز باشد و به صورت یک جور تفنن گاهی اوقات فراغت مان را با آن بگذرانیم. به هر حال شاید شانس من بود که به سمت نوشتن، از همان ابتدا راه پیدا کردم و ادامه دادم.»

    خانواده این خوشنویس پس از گذراندن کلاس اول، مجدد به تهران منتقل می شوند. او دوره ابتدایی را در خیابان ظهیرالاسلام، مدرسه مسعود سعد می گذراند و بعد از دوره ابتدایی به صورت شبانه ادامه تحصیل می دهد.

    از احساس غلامحسین امیرخانی هنگام ورود به تهران، به عنوان کسی که کودکی اش را در شهر کوچکی مثل طالقان گذرانده، می پرسم و او دلپذیر بودن شهر تهران را در آن سال ها تصویر می کند: «آن زمان تهران شهر دلپذیری بود. تهران تمام جنبه هایی را که در یک محیط پرتلاطم می توانست وجود داشته باشد، بدون این که روح و فکر انسان را دچار دشواری و پریشانی کند، دارا بود. در این شهر درخت و آدم و اتومبیل به اندازه ظرفیتش وجود داشت. مردم، خانواده ها و فامیل همدیگر را می دیدند و فرصت داشتند به یکدیگر ابراز عاطفه کنند. جنبه های عاطفی وجود و زندگی شان محو و کمرنگ نشده بود.» با این حال ایشان دائم به زادگاهش رفت و آمد داشته و خودش را سرشار از طبیعت آن منطقه کرده است. او تهران ۴۰ ۵۰، سال پیش را با ترکیبی از سنت در کنار مطبوعات، رادیو و کتاب قابل قبول می داند و آن سال ها را این گونه به قضاوت می نشیند: «اگر بخواهیم جامع الاطراف بودن موضوع را مبنای قضاوت مان قرار دهیم، به این نتیجه می رسیم که بیشترین تعداد استادان برجسته و طراز اول معاصر در زمینه های مختلف تاریخ، ادبیات، موسیقی و... در این دوران پرورش پیدا کرده اند. [البته مشکلات سیاسی که همیشه دامنگیر ملت ما بوده است نیز قابل ذکر است]. ورود نهضت ترجمه و ورود مردم به دوران کتبی کمک بسیاری به بالابردن سطح سواد و فرهنگ این مردم کرد. دیر آمدن چاپ در مملکت ما موجب شده بود که ما هنوز دوران فرهنگ مکتوب را نگذرانده بودیم. شاید بعد از دوران جنگ جهانی دوم بود که ترجمه های بیشتر فرانسوی به دست کسانی که علاقه مند بودند رسیدند و این مسئله رواج پیدا کرد و آگاهی بیشتر ملت ایران را به ارمغان آورد.»

    با مرور کردن فضای آن سال ها به سال ۳۲ می رسیم. از استاد می پرسم آیا کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ بر شما تاثیری گذاشت «من آن زمان ۱۴ سال بیشتر نداشتم و در سن تشخیص نبودم اما به طور سطحی مسائل را می دیدم.» وقتی از گرایش و علاقه ایشان در سال های بعد نسبت به مسائل سیاسی سؤال می کنم، می گوید: «من همیشه به سمت مسائل سیاسی گرایش داشته ام. چون کتاب می خواندم و از همان دوران کودکی و دبستان علاقه مند بودم اما جویا بودن تشنگی برای شناخت بوده و هیچ گاه به سمت هیچ جریان حزبی کشیده نشدم.»

    سال ۱۳۳۸ سالی است که افتخار ورود غلامحسین امیرخانی را به عرصه خط و خوشنویسی، به طور جدی و حرفه ای، در خود دارد. در این سال یکی دیگر از نقاط عطف زندگی این خوشنویس شکل می گیرد: «در سال ۱۳۳۸ به صورت حرفه ای به سمت خوشنویسی گرایش پیدا کردم و با انجمن خوشنویسان ایران و مرحوم «استاد سید حسین میرخانی» آشنا شدم. مکتب هنری، اخلاقی و شخصیت پرجاذبه ایشان یکی از آن نقاط عطف دیگری بود که در زندگی من پیدا شد. «سید حسین میرخانی» در قدم گذاشتن من به این راه تاثیر زیادی داشت. شخصیت ایشان به لحاظ اخلاقی مرا جذب کرد. جوانان و نوجوانان تشنه محبت هستند و هرجا نشانه ای از این احوالات ببینند، مجذوب می شوند.»

    امیرخانی درخوشنویسی بیش از هر چیز ادبیات موسیقی را شوق برانگیز می داند و وقتی گفت وگویمان به رابطه بین هنرها می رس%9�ی شود برای دورانی که در آن زندگی می کنیم.»

 

    آثار ادبی و موسیقی تاثیر زیادی بر استاد امیر خانی گذاشته اند. او با استادان موسیقی و ادبیات زیادی رابطه داشته است اما وقتی نام کسانی را که بر او تاثیر گذار بوده اند، می پرسم، فقط به استادش مرحوم سید حسین میرخانی اشاره می کند: «سید حسین میرخانی موسیقیدان بزرگی بود و کمانچه ایشان جزو کمانچه های تراز اول بود. این را استاد بنان می گفت و من خودم شخصاً از ایشان شنیدم.»

    غلامحسین امیرخانی با محمد رضا شجریان همکلاس بوده اند و هر دو شاگرد سید حسین میرخانی.

    غلامحسین امیرخانی می گوید: «خوشنویسی ما بیشتر مدیون دوران قاجار و صفویه است. بزرگترین خوشنویس ایران در خط نستعلیق، میرعماد است که در دوران صفویه زندگی کرده و البته در دوران قاجار هم بزرگانی بودند که در زندگی بنده و همنسلان من تاثیر گذاشته اند.»

    غلامحسین امیرخانی اکنون کمتر خوشنویسی می کند و بیشتر مسئولیت کارهای اجرایی مثل ریاست انجمن خوشنویسان ایران همچنین ریاست شورای عالی خانه هنرمندان ایران را بر عهده دارد. به اعتقاد او «خانه هنرمندان مرکز هنر و فرهنگ شده و با برنامه های متعدد و مختلفی که هر ماه برگزار می کند می تواند چراغ روشنی باشد و با تقویت و پشتیبانی نقطه عطفی شود برای دورانی که در آن زندگی می کنیم.»

    امیرخانی این مسئولیت ها را خارج از تخصص خود می داند اما به دلیل احساس وظیفه پذیرای آنها شده است.

    کوچک ترین تقدیری که از این هنرمند شایسته صورت گرفت، اعطای نشان درجه یک فرهنگ و هنر به او در سال ۱۳۷۸ به او بود.

روزنامه ایران > شماره 3870   -  5/12/86 > صفحه 17 (فرهنگ و هنر) > متن


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 19:8  توسط محمد علی صالحی طالقانی  | 

اولين نمايشگاه جمعی هنرمندان انجمن خوشنويسان

916454
برپايی نمايشگاه جمعی خوشنويسی «كلك حق» در برج آزادی

گروه هنر: نمايشگاهی از آثار 60 هنرمند ممتاز و فوق ممتاز خوشنويسی با عنوان «كلك حق‌» از 25 آذر در نگارخانه‌های اصلی، اقوام و آيينه برج آزادی افتتاح می‌شود.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از روابط عمومی مجموعه فرهنگی هنری برج آزادی، نمايشگاهی از آثار 60 هنرمند ممتاز و فوق ممتاز خوشنويسی با عنوان «كلك حق‌» از 25 آذر در نگارخانه‌های اصلی، اقوام و آيينه برج آزادی افتتاح می‌شود. اين نمايشگاه شامل 120 اثر از خوشنويسان ممتاز و فوق ممتاز كشور با موضوعات آيات قرآنی، احاديث، اشعار حافظ، مولانا و سعدی است كه در كتابت آن از رنگ روغن، بوم نقاشی، قلم، مركب و كاغذ‌های مخصوص خوشنويسی استفاده شده است.

«كلك حق» به عنوان اولين نمايشگاه جمعی هنرمندان انجمن خوشنويسان تهران محسوب می‌شود كه در آن آثار خوشنويسی گروه‌های سنی 18 تا 45 سال به چشم می‌خورد.

در اين نمايشگاه رشته‌های خوشنويسی، خط نستعليق، نستعليق شكسته، نسخ، ثلث و گرايش گرافيكی در معرض ديد عموم قرار گرفته است.

علاقه‌مندان می‌توانند همه روزه به جز شنبه‌ها و تا اول دی‌ماه سال جاری از ساعت 9 تا 12 و 13:30 تا 17 به برج آزادی مراجعه كنند.

استادانی چون واشقانی- اخوین -حسینزاده- نیکبخت -صالحی و....در مراسم حضور داشتند

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 19:14  توسط محمد علی صالحی طالقانی  | 

الخطاط عبدالرقیب أحمد سلام العودی الیمنی


 




الخطاط عبدالرقیب أحمد سلام العودی الیمنی














  -  التبویب : عام
  -  العدد 6    شهر :  یونیو   لسنة :   2005






یتمیز الخط العربی بمیزة قد لأنجدها فی بقیة خطوط اللغات الأخرى حیث یعتبر الخط العربی من أجمل الخطوط اللغویة على مستوى العالم ولأهمیة هذا الفن نطل بکم من خلال هذه النافذة على أحد أهم الشخصیات المتخصصة والمحبة لهذا الفن ( الخط العربی ) تکریماً منا لهذا الفن وهذا الفنان الذی استطاع فی مدة قصیرة أن یضیف شیء فی هذا الفن الجمیل وببصمات یمنیة فقد رافقته هذه الموهبة منذ نعومة أظفاره وعرف مبکراً کیف یصقلها على أیدی کبار أساتذة فن الخط العربی على مستوى العالم .
الخطاط / عبد الرقیب أحمد سلام العودری 
من موالید قریة أکمة العوادر – المقاطرة – تعز 1973م 
بکالوریوس شریعة وقانون ( کلیة الحقوق ) – فنان بدرجة خطاط .
أساتذته :
کانت بدایته مع الأستاذ / هاشم عبد الرزاق الرفاعی أحد محبی و تلامیذة الدکتور / عبد الغنی العانی ثم تدرب على ید الأستاذ الإیرانی الخطاط / محمد علی صالحی تلمیذ غلام أمیر حانی فی الخط الفارسی ثم تتلمذ على ید الأستاذ الخطاط الباحث / یوسف ذنون الموصلی تلمیذ خطاط القرن العشرین حامد الآمدی ثم حصل على إجازة فی الخط العربی من المفکر المعروف الأستاذ الخطاط / ولید الأعظمی ( یرحمه الله ) تلمیذ الأستاذ الکبیر / هاشم محمد البغدادی وکذا فهو تلمیذ محمد طاهر الکردی ( أول خطاط فی الحجاز ) تلمیذ الشیخ / عبد العزیز الرفاعی .
أهم إنجازاته :
قام بتدریس فن الخط العربی والرسم والزخرفة الإسلامیة فی عدة مدارس خاصة کما درس فی المدرسة الفنیة ( المعهد الصناعی الأول ) کما افتتح منذ فترة قریبة محل ( المورد ) بهدف تعلیم الشباب العاشقین لهذا الفن .
شارک فی العدید من المسابقات فی الخط العربی داخلیاً وخارجیاً کان من أبرزها المسابقة الدولیة السادسة لفن الخط المقامة فی استانبول فی ترکیا عام 2004م والتی کان الوقت فیها ضیقاً کونها تزامنت مع مسابقة رئیس الجمهوریة فی مجال الفن التشکیلی وانشغالات أخرى کما بلغ عدد المشارکین فیها (930) متسابقاً یمثلون (36) دولة من مختلف أنحاء العالم ولکنه بالرغم من ذلک حقق المرکز الأول .
أهدافه المستقبلیة :
- کتابة کراسة لتعلیم الخط العربی و بسم کراسة ( القلم الیمنی ) لتعلیم أنواع الخطوط وبصورة متمیزة .
- کتابة المصحف الشریف لیکون مصحفاً خاصاً باسم ( الیمن ).
- أن یصبح محکماً دولیاً فی مجال الخط العربی .
احتیاجات فن الخط العربی من وجهة نظره:
- أن یعرف الجمیع أهمیته کونه مجال معروف فی بلادنا منذ القدم بمجال المخطوطات والتی أصبحت ذائعة الصیت على مستوى العالم .
- إن فن الخط العربی فن إسلامی یعبر عن حضارة ودین سماوی وهو یمثل مهنة عالیة وسامیة وخالدة بخلود القرآن العظیم .
- رغم دخول الکمبیوتر هذا المجال لا یزال الخط العربی وسیظل فن متمیز وله نکهته على مر العصور .
- توفُر الدعم اللازم من الممولین لطباعة المصحف الشریف فی الیمن .
ولوحاته الجمیلة المرفقة خیر دلیل على نبوغه وتمیزه فی هذا الفن الأصیل .



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 15:40  توسط محمد علی صالحی طالقانی  |